موتورسواران
الهه: «سلامتیِ عشق و محتویاتش.» تام هاردی گفت نوش و شیشه رو داد به اون یکی که آرزو داشت از تام هاردی خوشتیپتر باشه ولی بهش وفادار بود. رضام داشت با یه لبخندی که معلوم میکرد خوشش اومده آرومآروم کلمهکلمه میخوند: «زنه، حامله، هفت ماهه.» اینجا الهه داشت سعی میکرد